سيد حسن آصف آگاه

248

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

از حروف مصوت كه گويا و رسا باشد ظاهرا الفباى يونانى و ارمنى به عنوان نمونه به كار رفته است . 22 به‌هرحال باتوجه به مطالب مطرح شده مىبينيم اولا هيچ دليلى دال بر اثبات موجود بودن اوستاى مكتوب پيش از اسكندر كه بر 12000 پوست گاو نوشته شده بود و تماما گفته‌ها و آموزه‌هاى اشو زرتشت بوده است ، وجود ندارد ، ثانيا با فرض وجود چنين اوستايى ، پس از حملهء اسكندر از بين رفته و باز در دوران ساسانى جمع‌آورى شده و پس از آن اين مجموعهء مقدس در چند نوبت و توسط افراد مختلف جرح و تعديل‌هاى بسيارى در آن راه يافته ، به‌طورىكه گيبون مىنويسد : « در زمان ساسانيان فقط اثرى از نام زرتشت باقىمانده بود و اشكال درك معانى پيام زرتشت سبب شده بود كه 72 فرقه مختلف خود را زرتشتى بنامند » . 23 بنابراين چگونه مىتوان به اوستاى متأخر كه امروزه در جامعه زرتشتى مطرح و تماما پس از نفوذ و گسترش اسلام تهيه و تدوين شده و در سراسر آن ردپاى افكار و عقايد اسلامى آشكارا مشاهده مىشود ، به عنوان يك منبع دست اول و قابل اعتماد استناد نمود . از جمله موضوع موردنظر ما نيز يعنى موعود در دين زرتشتى از اين قاعده ( تغيير و تبديل‌ها ) مستثنى نيست . از ايران زرتشتى تا ايران اسلامى فرنبغ دادگى در اواخر سدهء نهم ميلادى / سوم هجرى قمرى در چگونگى افتادن سرزمين ايران به دست تازيان ، در بندهش چنين آورده است : « چون شاهى به يزدگرد آمد ، بيست سال شاهى كرد . آن‌گاه تازيان به بس شمار به ايرانشهر تاختند . يزدگرد به كارزار با ايشان قادر نبود . به خراسان و تركستان شد و اسب و مرد و يارى خواست ، و او را آن‌جاى كشتند . پسر يزدگرد به هندوستان شد ، سپاه و گند آورد . پيش از آمدن به خراسان درگذشت . آن سپاه و گند بياشفت . ايرانشهر به تازيان ماند » . 24 ايرانيان قبل از شكست و مغلوبيت ملت و تمدن باستانى ايران به دست لشكريان عرب و مسلمان ، كه تا قبل از ظهور اسلام هميشه ايشان را به دليل عقب‌ماندگى به ديدهء حقارت مىنگريستند و در ميان ديگر همسايگان خود ، اين قوم را از همه پست‌تر و خوارتر مىشمرده - اند ، پس از غالب شدن اعراب ، اين ضربه چنان مهلك و غيرمترقبه بود كه به هيچ‌وجه جراحات حاصل از آن نمىتوانست به آسانى التيام پذيرد و به راحتى كينهء غالبين را از ضمير مغلوبين بزدايد . با آن‌كه ايران و ايرانى ناگزير تسليم شمشير عرب و تهاجم و نفوذ دينى جديد به نام اسلام شد و به ناچار به دليل ضعف و سستى دولتمردان و سران قوم خويش ، به يك‌باره صلابت ، حشمت ، استقلال و دولت باعظمت پادشاهى خود را در ميدان‌هاى قادسيه ،